X
تبلیغات
رایتل
Noosînekantan sebarat be Orumieh yan her Shareki trî Kurdistan Le naw RAI bnosn ta blawî bkemewe
در کوردستان عراق اپدیت میشود
Arshive
1386/10/24
اظهارات ناجوانمردانه ی اخیر نماینده ی سلماس زنگ خطری برای کُردها
اظهارات ناجوانمردانه ی اخیر نماینده ی سلماس زنگ خطری برای کُردها
نویسنده : علی رضا – نورآباد فارس

من از برادران و خواهران کُرد عزیزم تقاضایی داشتم که نسبت به سخنان نماینده ی ترک نژادپرست و وابسته به ترکیه ( که زمانی ترکهای سنی ترکیه تجاوز به خواهران و مادران ترکهای شیعه ی ایران می نمودند ) ساکت نمانید و به نقد و انتقاد بپردازید و نگذارید چنین نمایندگان سرسپرده و بی لیاقتی این سخنان احمقانه را بر زبان جاری سازند. ولی قبل از اینکه از این نماینده ی عقده ای انتقاد کنیم لازم می دانم که از خود کردها ایراداتی بگیرم امیدوارم به دل نگیرید:
الف – سهل انگاری کُردها – بدین معنی که آنها تا زمانی که با خطر مواجه نشده اند احساس خطر نمی کنند و اگر احساس خطر هم کنند سست عمل نموده و در بعضی مواقع بی توجه می شوند. ( هر چند می دانم که از روی صلح طلبی و انساندوستی و آشتی جوییشان می باشد ولی بعضی خطرات این حد و مرز را نمی شناسد ).
ب- عدم روحیه ی اتحاد و همبستگی و انسجام فکری – متاسفانه اکثر کُردها به خاطر رقابتهای منفی و حسادت ورزیدن نسبت به همدیگر در زمینه های مسایل مادی و علمی و ... باعث مساله ی مذکور گردیده است. بطوریکه بارها دیده ام که در امورات مربوط به کارهای دولتی و ادارات زیرآب همدیگر را می زنند؛ مثلاً بارها دیده ام که در استان آذربایجان غربی در میان ترکها صدها مساله ی مالی دولتی پیش آمده و ترکها به نوعی در میان خود آن را حل و فصل نموده اند ولی کُردها بارها سعی کرده اند با کینه توزی و زیرآب همدیگر زدن نسبت به دعواهای امنیتی و مالی دولتی، مسایل و مشکلاتشان را بدست مقامات ترک استان بسپارند. به همین خاطر ترکها هم بر طبق سلایق خود چالشها و دعواهایشان را بررسی می کنند و حتی در بعضی موارد بهشان خیانت هم می کنند.( این مسأله در میان کارمندان دولت ؛ مخصوصاً آموزش و پرورشی ها بسیار وجود دارد ) . همین مسأله باعث سلب اعتماد کُردها نسبت به همدیگر و در نهایت باعث عدم شکل گیری اتحاد جمعی و ملی کُردی در میان قشر روشنفکر و آگاه به مسایل جامعه گردیده است. البته قسمتی از این عامل به رقابت ناسالمی برمی خیزد که بطور سنتی حسادت نامیده می شود که روشنفکران کُرد خیال می کنند در محیط روشنفکری و قلمفرسایی بایستی به هر نوعی رقیب همنژاد و هم مسلک و همشهری و همخون خود را حذف کرد و خود احساس پیروزی کرد.در حالی که این مانند سمّی عمل نموده و اتحاد و وفاق و همبستگی و ارتباط صمیمانه و همکاری دوستانه را از بین می برد. ترکها سالها از این واقعیت کُردها به نفع خود سوء استفاده نموده اند و تا حدی زیادی موفق هم شده اند.
ج- لفافه گویی و عدم صراحت گویی – بدین معنی که اکثر روشنفکران و قلم بدستان کُرد که خود را نماینده ی فکری و ترقی جامعه ی کُرد می دانند برای نمایش باسواد بودن خود مقالاتشان را در زمینه ی آگاهانیدن مردم نسبت به پدیده ی خطرناکی در جامعه در سطح یک تفکر فوق لیسانس و دکتری با بکاربردن الفاظ سنگین جامعه شناسی و روانشناسی و حقوقی و ... می آرایند غافل از اینکه بایستی پیام مقالات را به گونه ای برای مردم چه عادی و چه باسواد در زمینه ی بروز پدیده ی خطرناکی در جامعه ( مثل همین اظهارات گستاخانه ی مهندس قلابی نماینده ی سلماس) رساند که حداقل اکثر مردم بفهمند و آگاه شوند نه اینکه در سطحی باشد که کمتر کسی متوجه شود ( البته این عامل سالهاست بر جامعه ی روشنفکری کُردی سایه افکنده بدون اینکه نتیجه ای از آن حاصل شده باشد ).
د- احاطه ی فکری روشنفکران و قلم بدستان کُرد نسبت به مسایل خارج از کشور – بدین معنی که اکثر مقالات کُردها در رابطه با کُردهای کشورهای همسایه می باشد و کمتر در مورد کُردهای ایران و چالشهایشان نوشته می شود ( هر چند می دانم که به خاطر مسایل امنیتی زیاد نمی توانید در مورد کُردهای ایران بنویسید ولی آنطور هم نه که دیگه چشم از پدیده های بسیار خطرناک هم بپوشید بلکه بطور مسالمت آمیز و به شیوه ی سیاستمدارانه این کار را در ایران انجام دهید بطوریکه دولت احساس نکند که مستقیماً بر ضدش مطلبی نوشته شده است بلکه غیرمستقیم جانب دولت را هم ( با سیاستی که در نوشتن بکار می برید ) نگه داشت.
ر- عدم آسیب شناسی واقعی و جدی در میان روشنفکران کُرد – بدین معنی که می بینم که اکثر صاحبنظران کُرد که در رابطه با انتخابات مطلب می نویسند، در مطالبشان چندان به کم و کیف مسأله نپرداخته اند بطوریکه در اظهاراتشان اصلاً انسجام فکری و نتایج عملی و سودمندی را نمی بینم بدین معنی مستقیماً فردگرایی نمایندگان کُرد را مدنظر دارند تا جمع گرایی نمایندگان کُرد را – منظورم این است که آنها بایستی به تمام نامزدهای انتخاباتی کُرد ( فرق نمی کند چه شهر یا استان کُردنشینی باشد ) هشدار دهند که در مجلس مسآله محرومیتها و تبعیضات کُردها را در مناطقی که نمایندگانشان ترک می باشد ( مثل نقده – سلماس – خوی – شاهیندژ- میاندوآب- ارومیه و ... ) پیش کشند من متاسفانه تا حالا در مقالاتشان ندیده ام که نمایندگان تمام شهرهای کُردنشین را نسبت به تبعیضهایی که مثلاً در شهر نقده یا سلماس و ... وجود دارد مورد خطاب قرار دهند و به آنها متذکر شوند و آنها را مجبور کنند که در مجلس انتقاد از نمایندگان ترک نقده یا سلماس بگیرند که چرا در منطقه ی کردنشین شهر و روستاهای کُردنشین اطراف آن هیچ امکاناتی نیست ولی در عوض در منطقه یا روستاهای ترک نشین شهر کاملاً امکانات داده شده است و یا اصلاً چرا به کُردها توهین می نمایند( عزیزانم به علی قسم همین سهل انگاری شما می باشد که ترکها با پشتیبانی دولت ازتان سوء استفاده می کنند ).
ز- عدم اتحاد و هماهنگی نمایندگان تمام شهرهای کُردنشین – بدین معنی که نمایندگان کُرد در مجلس فقط دنبال منافع شخصی خود هستند؛ انگار فقط وظیفه دارند به فکر شهر خود باشند ( هر چند چندان به فکر شهر خود هم نیستند ولی اگر از اصل واقعیت بپرسیم نمایندگان کُرد با توجه به وضعیتی که کُردها دارند رسالت سنگینی دارند و آنهم هم دیدن واقعیات کُرد در ایران و دم فرو نبستن از آنهاست، حداقل آن را در مجلس مطرح کنند  ) –  همین نمایندگان کُرد بودند که متاسفانه از روی ناآگاهی و سودجویی خود چندین سال پیش طرح " کمربند ترکی " ( به بهانه ی مقابله و جلوگیری از نفوذ عوامل ضد انقلاب و نفوذ تفکرات غیر اسلامی از ترکیه در مرزهای شمالغرب و غرب کشور که متاسفانه اکثر مناطق اصلی کُردستان را در بر می گرفت ) که طرحی کاملاً مخفی و سازماندهی شده برای ایجاد شهرکهای ترک نشین در روستاهای کُردنشین کنار جاده و خریدن زمینهای روستاهای کرد نشین که توسط گروههای تندرو و وابسته ی ترک و نیز با پیشنهاد ملا حسنی امام جمعه ارومیه طرح ریزی شده بود امضاء نمودند( این طرح شوم از سال 1384 به بعد شتاب بیشتری به خود گرفته است ). من اطمینان دارم اگر کُردهای تمام شهرها و استانهای کُردنشین ( با شیعه و سنی و ... ) نمایندگانشان فعال باشند و به فکر کُردهای همنژاد خود باشند و محرومیتها و تبعیضات کُردها را در شهرهایی که نماینده شان ترک می باشند در مجلس مطرح کنند و اعتراض نمایند هم دولت و هم نمایندگان ترک حسابی دستشان می آید. ولی هزار متاسفانه نمایندگان کُرد با زور چالشهای شهر مخصوص به خود را مطرح می کنند چه برسد به اینکه به فکر کُردهای نقده و سلماس و ... باشند. اما نباید ناامید شد بایستی روشنفکران و قلم بدستان کُرد بارها در نوشته هایشان مرتب نمایندگان کُرد را مورد نقد و انتقاد قرار دهند و آنها را وادار به مطرح نمودن این مسأله نمایند. همراه نمودن نمایندگان اقلیت عرب و بلوچ در حل این بحران ضروری می باشد.
و- عدم همکاری دانشجویان کُرد با همدیگر و مطرح ننمودن چالشهای مذکور از جانب آنها – بدین معنی دانشجویان کُرد بی خودی خود را درگیر مسایل کل دانشجویان ایران می نمایند اولاً دانشجویان فارس و ترک که مشکلی از جهت تأمین امکانات و یا مشکلی از این بابت ( محرومیت و تبعیض علیه ملتشان ) ندارند آنها فقط مشکلات آزادی و صنفی مخصوص به خود را دارند ولی کُردها چی؟ کُردها علاوه بر آن ، مشکلات ستم ملی چندین ساله و نیز از همه مهمتر مظلومیتها و محرومیتها و تبعیضات علیه کُردهای نقده و سلماس و خوی و ارومیه و میاندوآب و .... از طرف عوامل ترک رژیم را هم دارند پس بایستی در هر فرصتی که به دانشجویان  کُرد( همراه تمام دانشجویان سراسر کشور ) دست می دهد این مسأله را در محیط روشنفکری و دانشجویی کُرد پیش بکشند و با جمع آوری امضا و ... آن را به مقامات بالای حکومتی برسانند، مخصوصاً حالا که مسأله انتخابات و رقابتهای انتخاباتی در میان است فرصت است.  کاش دانشجویان کُرد اصفهان ( که تازگی دست به اعتراض و تحصن نموده اند ) به خاطر این مسأله ( توهین ترکها به کُردها و طرح بیرون کردن آنها در سلماس و نقده ) تحصن می جستند نه مسایل دیگر.
در اینجا سعی کرده ام که به مهمترین آنها بپردازم انشاءالله در آینده بیشتر به این بحث خواهم پرداخت - اما در رابطه با توهینات این کودن و احمق باید بگویم که اولاً وی نماینده ی واقعی دولت و ملت ایران نیست و بوی از انسانیت خود نمی برد؛ زیرا اگر می بود حداقل اینقدر وجدان انسانی داشت که در ایران به هیچ ملتی توهین نکند. در ضمن این نماینده باید مجازات شود و کُردها و نمایندگان و دانشجویان کُرد باید پیاپی و مستمر خواستار محاکمه ی وی در دادگاههای ایران گردند. این شخص فردی به تمام معنی تجزیه طلب و خائن می باشد و علناً می خواهد امنیت ملی ایران عزیزمان را به هم بزند و در اصل ایشان علنا ًخود را متهم به تهدید علیه امنیت ملی ایران می نماید که بایستی دولت احمدی نژاد عزیز این مسأله را جدی بگیرد یا اینکه وی را محاکمه کند و یا اینکه حداقل از طریق تلویزیون و روزنامه و ماهواره ها از مردم کُردستان علی الخصوص مردم شریف و مظلوم کُرد سلماس معذرت خواهی نماید تا دیگر شاهد چنین گستاخیهایی نسبت به اقوام عزیز ایرانی نباشیم. حتماً هنوز هم این نماینده ی احمق نمی داند که در ایران زندگی می کند نه در ترکیه ی تروریست و آذربایجان شرور شوروی و مغولستان وحشی و بی تمدن. حتماً خیال می کند که کُردها ایرانی نیستند و الا لزومی ندارد این چرندیات را بگوید مگر ایران سرای همه ی ایرانیان نیست؟ اگه اینطور است که این احمق می گوید باید نماینده ی استان فارس هم بگوید که این ترکان قشقایی مهاجرند و باید بیرونشان کنیم.
بایستی وجود کثیف امثالی مثل این فرد را از ایران بیرون انداخت و تفکرش را خشکاند. کُردها چندین سال است تحت ستم ملی می باشند و امکانات و بودجه و ... ندارند روا نیست باز هم آنها را بدین شیوه طرد نماییم . ما باید هوشیار باشیم و نگذاریم خائنینی مثل علی اکبر آقایی ایران را به تجزیه طلبی بکشانند و جنگ قومی و ملی را در ایران عزیز راه بیندازند و کُردها را به جنگی ناخواسته و نابرابر سوق دهند. ای مردم شریف کُردستان هوشیار باشید و آگاهانه بیندیشید که سرزمینتان کُردستان و ایران در خطر جدی می باشد. پس بیایید با انعکاس آن در روزنامه ها و وبلاگها و سایتها و ماهواره ها سعی در جلوگیری از این کلمات گستاخانه ی ترک وابسته و نوکر و دست نشانده ی ترکیه و آذربایجان شوروی که خائن به تمام اقوام ایران می باشد نماییم. بهوش باشید که این اظهارات نماینده ی کودن سلماس در اصل زنگ هشداری برای ترکها جهت تشویق ترکها به تسریع فرآیند بیرون کردن کردها از آنجا و زنگ خطری برای کُردها جهت اعلان جنگ به آنها و در نهایت ناامن کردن آن مناطق برای بیرون کردنشا ن می باشد.
به امید سربلندی آذربایجان همیشه کُرد و کُردستان

سه‌رژمیری میوان : 275282


Powered by BlogSky.com

دوایین نووسینه‌کان